شروع دوباره | وقتی کاری را رها کرده ایم

شروع دوباره

تو این مقاله می خواهم از یک تجربه شخصی حرف بزنم، شروع دوباره کاری که ۴ ماه پیش برای بار چندم رهایش کردم و حالا تصمیم گرفته‌ام برگردم و دوباره شروع کنم.

 

داستان شروع دوباره من از کجا شروع شد؟

سال ۸۴ ترم اول دانشگاه بود که من با دنیای کامپیوتر و اینترنت آشنا شدم و از همان ابتدا بخاطر هم اتاقی هایم که قبل از من در فضای اینترنت بودند و از اینترنت درآمد داشتند، زیاد درگیر بازی و چت کردن و یاهو مسنجر نشدم و مستقیم رفتم سراغ این که من چطور میتوانم از اینترنت پول دربیاورم.

با کمک یکی از دوستانم ابتدا وبلاگی در بلاگفا ایجاد کردیم و شروع کردم به نوشتن و چند وقتی را آنجا سپری کردم تا اینکه از طریق همین دوستم با فروش اینترنتی آشنا شدم و یک فروشگاهی را از سیستم های همکاری در فروش گرفتم و شروع به کار کردم، از این طریق به درآمد از اینترنت هم رسیدم.

پول زیادی در نمیاوردم ولی همین که میتوانستم از اینترنت پول دربیاورم برایم جذاب بود و لذت خاصی داشت آن هم زمانی که اکثر هم کلاسی ها و دوستانم بیشتر زمان شان را در اتاق های یاهو مسنجر سپری می کردند.

۲ سال دوره کاردانی با تجربه فروشگاه های مختلف گذشت و دوستان زیادی را از اینترنت پیدا کردم و حتی با یکی از همین دوستان تا پای خوانندگی هم پیش رفتم که بنا به مسائل خانوادگی این کار را کنار گذاشتم و چندسالی از اینترنت فاصله گرفتم و تحصیلات خودم را در مقطع کارشناسی رشته عمران تمام کردم و در همین رشته هم مشغول به کار شدم.

در حین همین کارهای عمرانی بودم که پای شبکه های اجتماعی و پیام رسان های مختلف در زندگی مان پیدا شدند و من دوباره برگشتم سراغ اینترنت و از بین همه شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها با تلگرام اخت بیشتری گرفتم و با تجربه قبلی که از کسب درآمد اینترنتی داشتم دنبال این بودم که از تلگرام چطور میتوانم پول دربیاورم.

جوینده یابنده است بالاخره بعد از جستجوهای مختلف تو سطح اینترنت توانستم از تلگرام هم درآمد کسب کنم و پس از مدتی چند کانال داشتم که از یکی از آنها با ۵ هزار عضو به درآمد ماهانه ۳ میلیون در ماه رسیدم و به یقین رسیدم که می شود روی اینتنرت به عنوان یک شغل تمام وقت فکر کرد.

اینجا بود که گفتم ابتدا باید کار را به صورت اصولی یاد بگیرم و بعد کسب و کار انلاین خودم را راه اندازی کنم، شروع به جستجو در این زمینه کردم و کلاس هایی را به صورت حضوری برای یادگیری راه اندازی کسب و کار آنلاین پیدا کردم و ثبت نام نمودم.

من تجربیاتی از نحوه فعالیتم در تلگرام داشتم و دوست داشتم از همین جا شروع کنم و با راه اندازی وب سایت این تجربیات را به دیگران انتقال دهم که درست جلسات آخر دوره بودم که تلگرام فیلتر شد و من دوباره بخاطر تجربه کمی که داشتم بعد از پایان دوره دست از کار کشیدم.

 

شروع دوباره بعد از شکست

بعد از مدتی وقفه دوباره شروع کردم، این بار در اینستاگرام با راه اندازی پیج های مختلف با آزمون و خطا کار را جلو بردم و پس از مدتی هم شروع به آموزش دیدن تو این زمینه کردم و پس از مدتی اینجا هم به درآمد رسیدم.

حال با مطالبی که از کلاس ها یاد گرفتم و تجربیاتی که از فعالیت هایم داشتم تصمیم گرفتم دوباره سراغ راه اندازی سایت بروم و تجربیاتی که در طول فعالیت هایم داشتم را به دیگران هم منتقل بکنم.
دوباره بنابه دلایلی همین تابستان امسال مرداد ماه تصمیم گرفتم بروم به روستای پدری ام که اینترنت ندارد و چند ماهی را آنجا در دنیای بدون اینترنت و شبکه های اجتماعی سپری کنم و به این ترتیب بازهم کار را رها کردم

سفر آخر من ۴ ماهی طول کشید حالا که در حال نوشتن این متن هستم تازه از این سفر برگشته ام و میتوانم بگویم که تجربه متفاوتی بود برایم و موضوع بسیار مهمی که به آن رسیدم و به یقین این تجربه ارزش این ۴ ماه وقت را داشت این است که شبکه های اجتماعی و گوشی های هوشمند تمام زندگی ما را بلعیده اند.

وقتی اینترنت نیست قشنگ به این موضوع پی میبری که این گوشی های هوشمند چقدر بی خاصیت هستند و در نبودشان چقدر زندگی لذت بخش تر است، حداقل برای من که این طور بود. از مقایسه لحظاتی که آنجا بدون اینترنت داشتم و بعد از رسیدن به اینجا و وصل شدن به اینترنت به دست آوردم کامل دیدم که این گوشی هوشمند لعنتی تمام توجه و تمرکز و حواس من را مشغول خودش کرده و امانی برای فکر کردن به من نمی دهد

در نتیجه تصمیم گرفته ام که حضور آنلاینم را کنترل کنم و هر روز قبل از رفتن سراغ گوشی هوشمند تمام کارهای مهم روزم را انجام دهم و بعد به گوشی هوشمندم دست ببرم.

 

برای شروع دوباره چه کنیم؟

تا اینجای داستان اگر همراه من بوده باشی دیدی که من یک کار را بارها رها کردم و همین الان هم که این متن را می نویسم در حال برگشت از یک رها کردن دیگر هستم، یکی از مهم ترین تجربه هایی که در طول این چند سال و رها کردن و شروع کردن ها به دست آوردم این است که وقتی کاری را رها می کنیم برای شروع دوباره باید برگردیم و از ابتدای راه استارت بزنیم چون در این مدت که نبوده ایم یک سری مطالب از یادمان میرود، یک سری مطالب جدید اضافه می شود که باید یاد بگیریم، یک مقداری هم درگیر کمال گرایی در کار میشویم و فکر می کنیم کسی بودیم برای خودمان و اگر الان فلان کار را بکنیم برایمان خوب نیست و همین ها می شود وصله ناجور و به پایمان وصل می شوند و نمی گذارند که شروع به کار کنیم.

در هر زمینه ای همینطور است من تجربه چندین باره شروع دوباره یادگیری زبان انگلیسی را هم دارم در زبان هم قصه به همین صورت است شروع می کنی به یادگیری و تازه داری راه میافتی که رها می کنی و حال که بخواهی برگردی باید بروی و از اول شروع کنی درست است یک چیزهایی رو میدانی ولی مجبوری از صفر شروع کنی.

باشگاه بدنسازی هم به همین صورت است وقتی چند سال مداوم بروید و برای چند ماه رهایش کنید، حال که بخواهید برگردید نمی توانید سراغ وزنه های سنگین بروید، باید کار را با وزنه های سبک تر استارت بزنید یعنی از همان صفر باید شروع کنید.

شروع دوباره در زندگی، درس خواندن، کتاب خواندن، کنکور، بدنسازی و… همه به یک صورت است باید برگردی و از اول شروع کنی فرق تو با بقیه که از صفر شروع میکنند این خواهد بود که بخاطر تجربیاتی که در مراحل قبلی داشتی سرعت تو مقداری بیشتر خواهد بود ولی باید تمام مراحل را طی کنی تا به مرحله ای که قبلا بودی برسی و در صورت مداومت و ادامه دادن از آن مرحله عبور کنی و جلوتر بروی

 

نتیجه گیری:

برای شروع دوباره در هر کاری که رها کرده ایم باید برگردیم و از اول شروع کنیم و توصیه اکید من به شما این است که حالا که به اینجا رسیده اید تجربیات قبلی را ارج نهاده و هرچه زودتر شروع کنید هر کاری که قصد انجامش را دارید محکم و قوی شروع کنید، زیگ زیگلار میگه: برای شروع کردن لازم نیست که بهترین باشید، بلکه باید شروع کنید تا بهترین شوید.

راستی اگر شما هم تجربه ای تو این زمینه داشته باشین خیلی خوشحال می شوم که در بخش نظرات این پست تجربیات خودتان را بنویسید و با ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *